این خستگی
کُشنده
بهانه است
از تمام ِ راههای سخت گذشتن
وقتی که راهی نیست
تمام ِ فریادها را
همراه
وقتی که سکوت است
و هیچ دیگر...
جز این خستگی
که میکُشدِمان
وقتی
که زندگی نیست.
روباه
مثل کودکی گم شدهی تو بود
سیاه، مثل دیدن من
شبیه خوان غم همیشه که هست
دروغ نمیگفت
هنوز شب نشده کلاغها گم میشوند
من میمانم
نگاهی که پیجوی توست
تویی که شکارچی روباهی