103

خوب شد که
نمردیم
و دیدیم که
مردیم!

قصه

تمام قصه تمام نمی‌شود
بادگیرها گیر بادند
و بارانی که می‌پوشیم
نمی‌بارد
چترها بی‌هوا باز می‌شوند

گنبدهای بی مناره
مناظر کریه‌ی تکراری هستند
تمام نمی‌شوند
تا جان‌مان در نرود

نرود اجباری
بهشت سربازانی که
بادها و باران و تمام قصه‌های ما را
با ماتم‌های مبهوت
تمام کرده‌اند

تمام هم که بشود
ما را گذاشته‌اند
هوا برشان داشته
ما هم تمام شدنیستیم
نیستیم؟!

102

ما
فریاد گاویم
که فهمیده
به قربانگاه می رود

سرنوشت

آقادار
پیله‌دار شهر
افتاد
آقادار
با آرزوی مادرم
که من را می‌خواست
بر شاخه بیست و هفت سال پیش
فریاد کشید و شب هنگام
افتاد
آقادار
همه آرزوهای همه را
شب هنگام
از فراز لیله کوه
فرود آورد
به میعاد لجن سل
آقا دار
دروغ بود
و ما
بر آن همه
دخیل بسته بودیم


توضیح چند واژه:
آقا دار: درخت منسوب به آقا (مقدس) که مردم بر آن دخیل می‌بندند.
پیله دار: در گویش گیلکی، به معنای درخت بزرگ؛ پیله (بزرگ)
لیله کوه: لیلا کوه؛ کوه کبود و زیبا در جنوب لنگرود.
سل: به فتح سین، آبگیر پست را گویند. لجن سل (لجنی که در مرداب است)