۱۰۹

زندگي
مزه‌ي غذايي را دارد
كه گرسنه نيستم و مي‌خورم
تا ميزبان محترم را راضي كنم.

همين لاشخوري‌ست زندگي
كه مهمان آنيم
زيباست
و گرسنه

۱۰۸

بهار سبز نيست
اين خنده‌ي توست
سرخ و آتشين
كه بهار من‌است

بهار زيبا نيست
اين تويي كه زيبايي را به بهار داده‌اي
بهار مني تو
و دست‌هاي من
خالق فصول‌اند
فصلي كه سرخ است
فصلي كه سبز
بهار است