بداهه ۲۲

 بی تن شد‌ه تنم
وطنی نمانده که ماندن
بی تنی‌ست.
طبل‌ها گوش را کر می‌کند
و صدا به صدا نمی‌رسد.
بیگانه و بی پناه
تن می‌زنم از تنهایی
پی جوی صدایی در وطن
می‌مانم.