ذَم دور از مدح

بنگر
گاو چگونه
ماغ می‌کشد

سرِ شما سلامت
که سلاخی شاخ و دُم ندارد
همه‌اش گوشت است، دَمِ توپ
آن‌چه بر زمین افتاده را
صاحبش برمی‌دارد.

گوشی بدهکارِ تو نیست
وقتی که در دستِ کودکان
چشمی به دنیا گشوده.
بی برو برگرد
دورانِ تو گذشت.
سایه‌ات را بردار
و برگرد.

قارقار کلاغ‌ها
در دخمه
آینه‌ها را مکدر کرده است

بنگر
گاو چگونه
هجای فایده است.
گاو باش،
دست‌کم.